خرید بک لینک

از عشق، هجرش

از دین، یقینش

از آسمان شب ،ماهش

از دریا، موج هایش

از من ،شعر هایش

و از او ، چشمهایش

قابل تمجیدند ....

#آیسان_محمدی

برچسب: نویسنده: آیلین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:23

من از مرز دوست داشتن تو

با تمام سختی راهش به سلامت عبور کرده ام کنون میتوانم بگویم

که تو را فراتر از مرز دوست داشتن دوستت دارم .

#آیسان_محمدی

برچسب: نویسنده: آیلین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:23

یعنی تو باز با من حرف می زنی آیا دوباره صدای تو را خواهم شنید میدانی هر که از عسل دوست داشتن تو چشید کامش برای همیشه شیرین شد زیبای دلخواه ،ای عشق دیرین میشود با من تا آمدن پاییز قدم بزنی خورش

برچسب: نویسنده: آیلین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:23

عهد کرده ام از همه عالم دست بکشم .

عهد کردم تا آخر عمر عطر تو را نفس بکشم .

#آیسان_محمدی

برچسب: نویسنده: آیلین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:23

تو رفتی و خیلی وقت است چشم انتظاری را یاد گرفته ام ! حس و حالی که دارم شبیه خودم نیست ! گویی که قرن هاست بر باد رفته ام! اشک هایم را برای پاییز نگه داشته ام . پاییزی که زرد و نارنجی بودنش حالم را

برچسب: نویسنده: آیلین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:23

به پاییز "چشم هایت "خوب که نگاه کنی ،میتوانی بفهمی؛ چه توانا ها را از زندگی دلزده ساخته ، و چه ناتوان هایی را جسارت زندگی داده، چه فرماندهانی را در جنگ با تو مغلوب و مغموم کرده ، وچه قدر دل های سربا

برچسب: نویسنده: آیلین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:23

پاییز یعنی؛ عطرِ تلخِ دلتنگی، یعنی؛ بی هدف تا ته خیابان بروی و برگردی، تا که یادت نیافتد؛با خودت بد کردی....! باران ببارد و یک به یک خاطره ها را زندگی کنی در عرض چند لحظه ببینی که چقدر؛ پیر شدی.! از

برچسب: نویسنده: آیلین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:23

دیگه حِسی نَخواهم داشت، به پاییز، به بَرگهاش به تو، به چِشماتبه رَنگ آسمون توی ِ شَب ها،به هر کی که ؛از راه نَرسیده ادعای عاشقی کرد،به رفیق هایِ به ظاهر با معرفت، به خیابونی که؛ عاشق ها اونو انتخاب

برچسب: نویسنده: آیلین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:23

. .....بخند به گریه های من ، بخند من درد دارم ،درد دارم ،درد مثل آن زنی که جلوی چشمانش؛شوهرش زنِ دیگری را بغل میکرد، من یک حبس کشیده ی مادرزادم ، با این حال در زندان چشمانت آزادم ،در طبعیت موهای ِ پر

برچسب: نویسنده: آیلین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:23

آوار شدم مثل آن خانه یِ متروکه یِ پُر خاطرهدر قدیمی ترین محله ی ِشهر هیچ کس برای من و لحظاتی شادیکه من شاهدش بودم دلسوزی نکرد آنی که می پرستیدمش یک شب بی صدا رفت و من حالا در آسمانم ماهی ندارم ... !

برچسب: نویسنده: آیلین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:23

صفحه بندی